خرید بک لینک
امشب حسی برگشت که خیلی وقت بود فراموش شده بود. حس دلتنگی برای ادمایی که تو زندگیم میشناختم و میشناسم. درسته هیچ چیز هیچوقت مثه قبل نیست ولی ادما که هنوز هستن! واقعا گاهی کقتا دلم برای خیلی چیز ها تنگ میشه.من شاید خیلی ادم به دور و سرد به نظر بیام ولی جدی گاهی دلم برای خیلیا تنگ میشه حس خوب خیلی روزا

برچسب: نویسنده: سپیده قربانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 16:05

تاحالا به رشته هایی که دورتون هست فکر کردید؟ ولی که به یکیشون علاقه پیدا میکنید و یکم حرفه ای تر بهش فکر میکنید و جایی میرسه که فقط از چیزایی در اون رشته خوشتون میاد که قوی باشه از لحاظ اِلِمان های تخصصی. با یک مثال حرفمو واضح تر میکنم.وقتی به صنعت فیلم سازی و سینما علاقه پیدا میکنید دیگه کم کم پیگی

برچسب: نویسنده: سپیده قربانی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 4:12

از اولین ثانیه ای که وارد دانشگاه میشی زندگیت مثل هر دوره ی دیگه کاملا عوض میشه هر روز میتونه بزرگترین دستیابی عمرتو بهت نشون بدهکلی صحبت کردن رو کنار میذارم و میرسم به خودم.یه عمر الکی ترسیدم برای از دست دادن چیزای قدیمی ولی همین روزا میفهمم که جنگیدن فقط سخت کردن شرایط بود وگرنه یسری چیزا باید از

برچسب: نویسنده: سپیده قربانی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 4:12

نمیدونم چرا ولی همه ما ادما بالاخره یه روز ضعیف میشیم و دست از جنگیدن میکشیم و فقط دوس داریم ناپدید بشیم. راستیت یکم خسته شدم مثل خیلی وقتای دیگه.حوصله زیادی برای مصرف کردن ندارم و طاقت کلاس و دانشگاه هم ندارم.ادمای کمی هستن که حوصله بودنشونو دارم.در بین همه این روزای خوب و بد خیلیا هستن که ناخواسته

برچسب: نویسنده: سپیده قربانی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 4:12

سال داره کم کم به اخراش میرسه و اول سال یادمه به خودم گفتم که امسال سال منه. راستش نه اینکه حالا اتفاقی افتاده باشه ولی امسال سال مهمی بود تو زندگیم.با خودم کنار اومدم فهمیدم خیلی چیزا رو از خودم و خواسته هام و رفتارام. فهمیدم واسه خیلی چیزا نباید عصبی,ناراحت یا داغون شم.خیلی ریلکس تر و مصمم تر شدم

برچسب: نویسنده: سپیده قربانی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 4:12

این تصور هر روز برام سخت تر میشه که روزی برسه که چیز دیگه ای رو از ادامه دادن موسیقی ارجع تر بدونم. منم یکیم مثل همه روزای بد داشتم و این موسیقی بود که همیشه اونجا بود. هر روز بیشتر عاشقش میشم فکر نکنم چیزی باشه که بیشتر بتونم بهش عشق بورزم شاید ادمای هم فکر و هم عقیده بیان و برن شاید یه روز یه دختر

برچسب: نویسنده: سپیده قربانی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 4:12

اخر سالی همه یه حس دلتنگی ای دارن واسه من سخته این سال رو بذارم بره سالی نبود که بگم خیلی خوب بود و ... اما منو زندم کرد دوباره تحمل شروع یه سال پر چالش دیگه رو ندارم.میدونی همیشه واسه واقع گرایانه بودنم میگم باید رو به جلو بود باید اینده رو داشت ولی احساسم این روزا به چیزایی زیاد شده که نمیتونم ب

برچسب: نویسنده: سپیده قربانی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 4:12

دیشب داشتم بوی هود میدیدم و به فکر چیزای زیادی افتادم با هرکی حرف زدم که دوس داشتم حرف بزنم انرژی مثبتی دادمن اینو توی زندگیم بهش رسیدم که با فکر نکردن به خیلی چیزا میتونی زندگی ساده و اروم و خوبی داشته باشی مثلا میبینی یه مشکل رو تا دیروز نمیشناختی اصلا وجود داره و هیچوقت تو زندگی اتفاق نمیفتاد یا

برچسب: نویسنده: سپیده قربانی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 4:12

امشب از اون فیلمایی دیدم که تا چند وقت دیوونت میکنن تا از ذهنت برن. جملات زیادی پیاد تو ذهنم که دو ست دارم تک تکشون توسط ادمای خاصی تو زمان درستشون خونده شن ولی هیچوقت نمینویسمشون چون جای درستی برای این کار نیست. داشتم فکر میکردم سال 95 هیچ دختری تو زندگی نبود و واقعا خوب گذشت! این روابط حتی دوستانش

برچسب: نویسنده: سپیده قربانی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 4:12

این چند وقت چندین بار اومدم تا یه چیزایی بنویسم اما هر بار به هر دلیلی یا نمیدونستم چی بنویسم یا حسش میپرید. چند وقتیه اسیر یه ماجرایی شدم که تحملش سخته.دچار یه خود درگیری عجیبی شدم که حتی الان برای نوشتنش خیلی دارم خودمو اذیت میکنم که بنویسمش.نمیدونم از کی و چرا انقد حس خودخواهی ای توی ماجرای موزیک

برچسب: نویسنده: سپیده قربانی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 4:12

دیدی غم جمع میشه؟ یه روز میبینی با تمام اتفاقات خوب بازم دلت میخواد گریه کنی.سنگین میشی یکدفعه.وقتی از خودم میپرسم از چی میترسی شاید جواب همه چیز باشه.من هیچوقت هیچ چیز برام بی اهمیت نبود و نیست ولی از اول قرار بود چیز هایی که با اهمیت دادن بهشون حالم رو بد میکنن رو بذارم کنار. حس رها شدن تو فضا رو

برچسب: نویسنده: سپیده قربانی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 4:12

صفحه بندی